اولياء الله آملى

87

تاريخ رويان ( فارسى )

ذكر خروج داعى كبير آورده‌اند كه در عهد محمد بن اوس [ كه ] ظلم او بر اهل رويان به غايت رسيده بود ، مردم به هر وقت تظلم پيش سادات مىبردند و سيدى بود در كجور نامش محمد بن ابراهيم بن على بن عبد الرحمن بن القاسم بن الحسن بن امير المؤمنين على عليه السلام . بس باورع و زهد و ديانت . مردم دارفو و لترا ، اول بيرون آمده ، گرد رستاق‌هاى رويان برآمدند و همه را با خود يار كرده ، به كجور پيش سيد محمد رفتند و گفتند كه ما از دست ظلم اين جماعت به جان آمديم و اسلام و ايمان با شما است . ما مىخواهيم كه سيد [ ى ] را از آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم ، بر خود حاكم گردانيم كه با ما عدل و راستى كند و به سيرت محمد و على عليهما السلام برود . چه باشد اگر بر تو بيعت كنيم تا به بركات تو ، اين ظلم از ما مندفع گردد . « 1 » سيد محمد گفت كه مرا اهليت اين كار نيست و لكن مرا دامادى هست كه خواهرم در خانهء اوست ، مردى شجاع و كافى ، حرب‌ها ديده و وقايع با پس پشت انداخته . به شهر رى ساكن است . اگر راست مىگوئيد تا من بفرستم تا او بيايد و به مدد و قوت شما كارى پيش گيرد كه مقصود شما برآيد . و مراد بدين مرد الداعى الكبير الحسن بن زيد بن اسماعيل حالب الحجارة ابن الحسن بن زيد بن الحسن بن على امير المؤمنين بود و او مردى يگانه بود . به انواع فضايل نفسانى آراسته . مولودش در مدينهء رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم بود و در آنجا نشوونما كرد و در شجاعت و ثبات دل و تدبير حرب مثل نداشت و كرمش تا حدى بود كه روزى فصد كرده بود . ابو الغمر « 2 » شاعر درآمد و اين

--> ( 1 ) - مطالب بالا با تغييراتى در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين آمده است ( تاريخ طبرستان و رويان ص 201 ) . ( 2 ) - ابو الغمر هارون بن محمد شاعر .